132 - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:02
چهارشنبه ۲۳ نوامبر ۲۲ , ۲۳:۰۷ حس میکنم کانال تلگرامم رو آدمهای زیادی میخونن که هیچ اهمیتی به دونستن حال من نمیدن.توییتر هم اصلا کسی حوصله خوندن چشنالههای منو نداره چون مردم دارن لیترالی انقلاب میکنن.حلاصه که برگشتم اینجا. فعلا.ناراحتم.و حوصله ندارم توضیح بدم چرا.الکل هم آرومم نمیکنه.میخوام بیدار نشم...
129 - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 11:04
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
130 - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 11:04
منم گاهی دلم میخواد زیبا بنویسم ولی اخرش نوشته م مثل تف کردن میمونه.
131 - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 11:04
پنجشنبه ۲۹ مهر ۰۰ , ۱۲:۲۴ تو شرایطی ام که مرتبط خواب دبیرستانو میبینم و crave ش میکنم از بس که زندگی اون موقع اسون تر بود. اون موقع فکر نمی کردم از این سخت تر هم ممکن باشه ولی ممکن بود و میترسم از الانم سخت تر هم ممکن بشه. Adblock test (Why?)
36 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
puke my fucking guts out on the floor...میخوام مثل هالزی جیغ بزنم. جیغ بزنم و دستامو تکون بدم. همزمان دلم میخواد مچاله شم و گلوم رو بگیرم و فشار بدم.
37 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
ممکنه مثل پیرزنا به نظر بیام ولی گدر سالها در نظرم محو شده.وقتی نوشته بود "۱۹سالگیت قشنگ" یه لحظه از خودم پرسیدم مگه من نوزده سالمه؟ مگه نوزده سالم شده؟ این مال چندسال پیشه؟ من یادم نمیاد بیست ساله شده باشم؟؟
38 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
محدودیت مطالب بیان ینی از یه تایمی به بعد خفه شو:)))گاد ای هوپ تا ماه رمضون بعدی بمیرم چون اصلا تحمل مزهی غذاهارو ندارم.
39 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
وقتی یه رازی رو با یکی به اشتراک میذاری، دیگه هرگز نمیتونی آرامش داشته باشی.من اشتباه کردم که فکر کردم میتونم.اشتباه کردم چون فکر میکردم اینطوری راحت تر میتونم زندگی کنم. چون راز نیست.ولی فهمیدم
40 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
گاد کاش میتونستم بخوابم فقطچرا خوابم نمیبرهچیکار میتونم بکنم که کل روز بخوابم؟؟ باید چیکار کنم؟؟؟
41 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
آدمای حال به هم زن. آدمای حال به هم زن نفهم. همهی آدما حال به هم زنن. من تلخ و عصبانیم. بهتره ازم دور بشید.
42 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
هروقت تصمیم میگیرم کمک بخوام یکم بعدش به این میرسم که ارزششو ندارم.و خب اگه خودم نرم سراغش پوینتی نداره و لیاقتم همینه که همینطوری بمونم. یعنی حتما از وضعم راضیم.
43 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
من واقعا تحمل درسامو ندارمهرکدوم مثل یه حمله ی شخصیهیعنی بدبختی خودم یه طرف، تحمل کلاس ها یه طرف دیگه +یاد این افتادم که بهم گفت هیچ بدبختی ای ندارم :))
44 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
آماده ی جیغ زدن و کندن موهام. یا فشار دادن گلوم. این دوتا تا الان جواب دادن.
45 - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 2:16
دیگه وقتشه از اینجا برم.با اینکه قرار بود هرچی به ذهنم میادو مثل کانال تلگرامم بنویسم. ولی بازم نمیشد. بازم یه سری چیزارو میبردم توی تلگرام درحال تلاش برای کانکتینگ مینوشتم.هم من و هم بیان از دست من یه نفس راحتی میکشیم دیگه:))غریبه هایی که از وبلاگ های بروز شده میان هم احتمالا دیگه به rolling eyes ن...
1 - تاریخ: 1397/8/16 ساعت: 23:21
پست نظرات ممکنه تایید نشن، و ندرتاً بهشون جواب داده میشه.
1 مرداد 1396 - تاریخ: 1397/8/16 ساعت: 23:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
16 شهریور 1396 - تاریخ: 1397/8/16 ساعت: 23:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
26 شهریور 1396 - تاریخ: 1397/8/16 ساعت: 23:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
5 - تاریخ: 1397/8/16 ساعت: 23:21
ما آدمای معمولی هستیم. آدمای معمولی، خیلی از آدمای خاص عقب ترن. آدمای معمولی هرگز به آدمای خاص نمی رسن. آدمای معمولی میتونن نابغه نبودنشون رو مقصر بدونن، می تونن خانواده و شرایط زندگی شونو نفرین کنن که چرا سال های اولیه ی عمرشون بی جهت گذشت. فرقی نمی کنه؛ نتیجه یکیه. اگه آدمای معمولی تمام تلاششون رو...
17 مهر 1396 - تاریخ: 1397/8/16 ساعت: 23:21
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید