خرید بک لینک

درباره سایت

۱۶ شهریور ۹۶

آخرین مطالب

امکانات وب

چهارشنبه ۲۳ نوامبر ۲۲ , ۲۳:۰۷ حس میکنم کانال تلگرامم رو آدمهای زیادی میخونن که هیچ اهمیتی به دونستن حال من نمیدن.توییتر هم اصلا کسی حوصله خوندن چشنالههای منو نداره چون مردم دارن لیترالی انقلاب میکنن.حلاصه که برگشتم اینجا. فعلا.ناراحتم.و حوصله ندارم توضیح بدم چرا.الکل هم آرومم نمیکنه.میخوام بیدار نشم فردا.واو. خیلی وقت بود به مرگ فکر نکرده بودم.ولی کاش یکی بغلم میکرد و باهام حرف میزد.بعدشم با هم میخوابیدیم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:02

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 11:04

منم گاهی دلم میخواد زیبا بنویسم ولی اخرش نوشته م مثل تف کردن میمونه.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 11:04

پنجشنبه ۲۹ مهر ۰۰ , ۱۲:۲۴

تو شرایطی ام که مرتبط خواب دبیرستانو میبینم و crave ش میکنم از بس که زندگی اون موقع اسون تر بود. اون موقع فکر نمی کردم از این سخت تر هم ممکن باشه ولی ممکن بود و میترسم از الانم سخت تر هم ممکن بشه.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 11:04

puke my fucking guts out on the floor...




میخوام مثل هالزی جیغ بزنم. جیغ بزنم و دستامو تکون بدم. همزمان دلم میخواد مچاله شم و گلوم رو بگیرم و فشار بدم.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

ممکنه مثل پیرزنا به نظر بیام ولی گدر سالها در نظرم محو شده.
وقتی نوشته بود "۱۹سالگیت قشنگ" یه لحظه از خودم پرسیدم مگه من نوزده سالمه؟ مگه نوزده سالم شده؟ این مال چندسال پیشه؟ من یادم نمیاد بیست ساله شده باشم؟؟

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

محدودیت مطالب بیان ینی از یه تایمی به بعد خفه شو:)))



گاد ای هوپ تا ماه رمضون بعدی بمیرم چون اصلا تحمل مزهی غذاهارو ندارم.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

وقتی یه رازی رو با یکی به اشتراک میذاری، دیگه هرگز نمیتونی آرامش داشته باشی.من اشتباه کردم که فکر کردم میتونم.اشتباه کردم چون فکر میکردم اینطوری راحت تر میتونم زندگی کنم. چون راز نیست.ولی فهمیدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

گاد کاش میتونستم بخوابم فقط
چرا خوابم نمیبره
چیکار میتونم بکنم که کل روز بخوابم؟؟ باید چیکار کنم؟؟؟

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

آدمای حال به هم زن. آدمای حال به هم زن نفهم. همهی آدما حال به هم زنن.

من تلخ و عصبانیم. بهتره ازم دور بشید.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

هروقت تصمیم میگیرم کمک بخوام یکم بعدش به این میرسم که ارزششو ندارم.
و خب اگه خودم نرم سراغش پوینتی نداره و لیاقتم همینه که همینطوری بمونم. یعنی حتما از وضعم راضیم.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

من واقعا تحمل درسامو ندارم
هرکدوم مثل یه حمله ی شخصیه
یعنی بدبختی خودم یه طرف، تحمل کلاس ها یه طرف دیگه

+یاد این افتادم که بهم گفت هیچ بدبختی ای ندارم :))

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

آماده ی جیغ زدن و کندن موهام. یا فشار دادن گلوم. این دوتا تا الان جواب دادن.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

دیگه وقتشه از اینجا برم.

با اینکه قرار بود هرچی به ذهنم میادو مثل کانال تلگرامم بنویسم. ولی بازم نمیشد. بازم یه سری چیزارو میبردم توی تلگرام درحال تلاش برای کانکتینگ مینوشتم.
هم من و هم بیان از دست من یه نفس راحتی میکشیم دیگه:))
غریبه هایی که از وبلاگ های بروز شده میان هم احتمالا دیگه به rolling eyes نمیرسن.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 2:16

پست نظرات

ممکنه تایید نشن، و ندرتاً بهشون جواب داده میشه.

برچسب: نویسنده: شیوا اکبری تاريخ: چهارشنبه 16 آبان 1397 ساعت: 23:21

صفحه بندی